عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

295

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى ايشان كه بگرويدند ، إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا اگر فرمان بريد ايشان را كه به من كافر شدند ، يَرُدُّوكُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ برگردانند شما را بپس باز ، فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ ( 149 ) تا برگرديد و زيانكار باشيد . بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ بلكه اللَّه خداى شما و يار شما ، وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ( 150 ) و او بهتر يارى دهندگان است . النوبة الثانية قوله تعالى : وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ . الآية . . . مفسّران گفتند : سبب نزول اين آيت آن بود كه مصطفى ( ص ) آن روز كه بغزاء احد بيرون شد چون بمقام رسيد ؛ بشعبى از شعبهاى احد فرو آمد ، و پنجاه مرد تيرانداز از لشكر خود برگزيد ، و عبد اللَّه بن جبير انصارى برادر خوات جبير بر سر ايشان امير كرد ، و ايشان را بپايان كوه بر گذرگاه دشمن بداشت ، و گفت : اگر بينيد كه ما را نصرت است يا هزيمت ، هر چون كه باشد ، شما از اينجا مرويد و برمگرديد ؛ مبادا كه برگرديد و آن گه دشمن از پس در آيد و ما را دريابد . پس لشكر قريش در رسيد . خالد بن وليد بر ميمنهء ايشان ، و عكرمة بن ابى جهل بر ميسرهء ايشان و زنان قريش نيز با ايشان بيرون آمده ، دف ميزدند و شعر ميگفتند ، چنان كه عادت ايشان بود . مصطفى ( ص ) و ياران حمله بردند ، و كافران را هزيمت كردند ، و قومى را بكشتند . از ايشان يكى ابى بن خلف جمحى بود ، وقتى رسول خدا ( ص ) را گفته بود مرا ماديانى است وى را علف مىدهم و نيكو ميدارم تا بر پشت آن ترا كشم . رسول خدا جواب داد كه من ترا كشم انشاء اللَّه . پس روز احد ، ابى بن خلف نزديك رسول ( ص ) درآمد و قصد وى ميكرد ، رسول خدا ( ص ) بگذاشت تا نزديك درآمد ، حربه‌اى ستد از حارث بن الصمة و بر گردن